.: بي تو ميميرم :.

 
تعجب آوره
نویسنده : غریبه - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸۳
 

ببسم الله الرحمن الرحيم

سلام ببخشيد که يه مدت نبودم و آپديت نکردم آخه خيلی سرم شلوغ بود...از دوستای خوبم که برام آفلاين و ای-ميل گذاشتند يه دنيا ممنون...راستش خياله آپديت کردن نداشتم اما:

 تو يکی از کامنت ها ی قبلی شخصی به اسم سعيد يه کامنت گذاشته که از خوندنش تعجب زده و خيلی متاسف شدم!!!! اين هم کامنت:

نويسنده: سعيد

يكشنبه، 1 شهريور 1383، ساعت 6:20

وقتی ميگین ابوبکر لعنت ا... عليه حالم ازتون به هم ميخوره اگه خواستی بيشتر بدونی ميل بزن راستی چند سالته؟

E-mail:  saeedmirshekari@kashan.com

URL:  وارد نشده است

باورم نميشه کسی شيعه باشه و از ظلمهائی که به خاندان اهل بيت شده بی اطلاع باشه... از احاديث و سخنان اهل بيت (ع) که راجع به اين موضوع بيان شده بگذريم...از کتاب های مرجع و مستندی که در طول تاريخ توسط بزرگان نوشته شده هم بگذريم.... اما آيا اعترافات خود اهل سنت رو در بعضی موارد راجع به ظلمی که از طرف خليفه ها <لعنت الله عليهم> به خاندان پيامبر اکرم شده وجدان حقيقت جوی انسان رو تحت تاثير قرار نميده ؟؟؟

شما قبل از اينکه حالت از ما به هم بخوره سطح مطالعات خودت رو بالا تر ببر...

<در خانه اگر کس است يک حرف بس است>

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

اين را برای کسانی مينويسم که دنبال حقيقت می گردند نه کسانی که < وَ جَعَلنا مِن بَينِ ايديهِم سَدّاً و مِن خَلفِهِم سَداً فَاغشَيناهُم فَهُم لا يُبصِرون>

قبل از هر چيز بد نيست خطبه ی حضرت زهرا (س) را در مسجد النبی بخونيد...

و بعد اين مطلب رو  : << چگونگی بر انگيخته شدن فطمه الزهرا در قيامت و شکايت او از آن ملعونين>>

برانگيخته شـدن و رستاخيز از لحظات بسيار سخت و وحشتناك آينـده بشر است، زمانى كه معصـومين عليهم السلام همـواره بدان مى انديشند و گاه از خوف آن بيهوش مى شدند. فاطمه صلوات الله عليها نيز چنيـن بود و بيشتر به آن زمان مـى انديشيد.

فكر زنده شدن، عريان بـودن انسانها در قيامت، عرضه شـدن به محضـر عدل الهى و... او را در انـدوه فـرو مـى بـرد. اميـرمـومنـان علـى عليه السلام مـى فـرمـايند:
(روزى پيامبرخـدا صلي الله عليه و آله بـر فاطمه سلام الله عليها وارد شـد و او را انـدوهناك يـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگينى؟
فاطمه عليها السلام پاسخ داد: پدرجان! ياد قيامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مى دهد.
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمـود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگـى است. اما جبرئيل از سوى خداوند برايم خبر آورد مـن اولين كسى هستم كه برانگيخته مى شـوم. سپس ابراهيـم و آنگاه همسرت على بـن ابى طالب (عليه السلام). پـس از آن، خـداونـد جبـرئيل را همـراه هفتاد هزار فـرشته به سـوى تـو مى فرستد. وى هفت گنبد از نـور بر فراز آرامگاهت برقرار مى سازد. (به علت اختصار حذف می کنم...متن کامل رو اينجا بخونيد)

حضـور فاطمه در ميان مردم:

فاطمه جان، هنگامى كه به وسط جمعيت حاضـر در قيامت مـى رسى، كسـى از زير عرش پـروردگار به گـونه اى كه تمام مردم صدايش را بشنوند، فرياد مـى زنـد: چشمها را فـرو پوشانيد و نظرها را پايين افكنيد تا صـديقه فـاطمه، دخت پيـامبـر صلي الله و عليه و آله و همـراهـانـش عبـور كننـد.
منبرى از نور براى فاطمه عليها السلام:

در ادامه گفتگوى پيامبر صلي الله و عليه و آله با دختر گرامى اش درباره چگـونگـى حضـور وى در عرصه قيامت، چنيـن مى خـوانيـم: سپـس منبرى از نـور برايت برقرار مـى سازنـد كه هفت پله دارد و بيـن هر پله اى تا پله ديگر صفهايـى از فرشتگان قرار گرفته انـد كه در دستشان پـرچمهاى نـور است. همچنين در طرف چپ و راست منبـر حـورالعيـن صف مـى كشنـد...
آنگاه كه بر بالاى منبرقرار مى گيرى، جبرئيل میآيد و مى گـويد: اى فـاطمه! آنچه مـايلـى از خـدا بخـواه...

شكايت در دادگاه عدل الهى:

اوليـن در خواست فاطمه عليها السلام در روز قيامت، پس از عبور از برابر خلق، شكايت از ستمگران است.

جابرابـن عبـدالله انصارى از پيامبـر اكرم صلي الله عليه و آله چنيـن نقل مى كنـد: هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مى گيرد، خـود را از مركب به زير انداخته، اظهار مى دارد: الهى و سيـدى، ميان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن. خـدايـا! بيـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن...
براساس روايتـى ديگر، پيامبـر اكرم صلي الله عليه و آله فرمـود: دختـرم فاطمه در حالـى كه پيـراهنهاى خـونيـن در دست دارد, وارد محشـر مـى شـود. پـايه اى از پـايه هـاى عرش را در دست مـى گيـرد و مـى گـويد: «يا عدل يا جبار احكم بينى و بيـن قاتل ولدى» اى خداى عادل و غالب، بيـن مـن و قـاتل فـرزنـدم داورى كـن.
قـال:« فيحكـم لابنتـى و رب الكعبه» به خـداى كعبه سـوگنـد، به شكـايت دختـرم رسيـدگـى مـى شـود و حكـم الهى صـادر مـى گـــردد.

ديدار حسن و حسين عليهما السلام :
دومين خـواسته فاطمه عليها السلام در روز قيامت از خداوند چنيـن است: خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان.
در اين لحظه، امام حسـن و امام حسيـن عليهما السلام به سوى فاطمه صلوات الله عليها مى روند، در حالـى كه از رگهاى بريده حسيـن عليه السلام خـون فـوران مـى كنـد.
پيامبر خـدا صلي الله عليه و آله مى فرمايد: هنگامى كه به فاطمه گفته مـى شـود وارد بهشت شو، مى گـويد: هرگز وارد نمـى شـوم تا بدانـم پـس از مـن با فرزندانم چه كردند؟
به وى گفته مـى شـود: به وسط قيـامت نگـاه كـن.
پـس بدان سمت مى نگرد و فرزندش حسيـن را مى بيند كه ايستاده و سر در بـدن نـدارد. دخت پيـامبـر صلي الله عليه و آله نـاله و فـريـاد سـر مـى دهـد.
فرشتگان نيز (باديـدن ايـن منظره) ناله و فرياد بـر مـىآورنـد.

در ايـن موقعيت، خداوند به خشـم آمده، به آتشـى به نام «هبهب» كه هزار سال در آن دميده شده تا سياه گشته و هيچ آسـودگـى در آن راه نمى يابد و هيچ اندوهى از آنجا بيرون نمى رود، دستـور مـى دهد كشندگان حسيـن بـن على را برگير و جمع كـن... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده، همه آنها را بر مى چيند...

(حتما متن گاملش رو بخونيد تا از جايگاه و مقام حضرت زهرا (س) با اطلاع بشيد...و متوجه بشيد که ظالمين در حق حضرت زهرا متقابلا در چه خباثت و مردابی فرو رفتند...

هيچ وقت يادمون نميره پاره کردن سند فدک رو بدست اولين ملعون!!!

و يادمون نميره وقتی برای عذر خواهی (و حرکت نمايشی و فريبدهنده خودشون ) رفتند خدمت حضرت زهرا(س) و اون حضرت نسبت به اونها بيزاری جست و از خودشون در باره ی ظلمی که به ايشون کردند اعتراف گرفت و قسم ياد کرد که در قيامت در حضور رسول الله از اونها شکايت می کنند....

فاطمه پاره ی تن من است .هر کس او را بيازارد مرا آزرده و هر کس او را خشمگين سازد مرا خشمگين ساخته. و دشمنی با او همان دشمنی با خداست!! : پيامبر اکرم (س) < بحار النوار جلد ۲۷ ص ۴۷۷ >


 
comment نظرات ()